تبليغاتX
تو بلوري، نوري، گل نازي، گل ناز، مرغک خوش آواز، خنده کن کودک من، بنشين، مثل پروانه ي شاد ، بر گل دامن من، کودکم، از تو جانم به تن است، جايت آغوش من است. breath1386
این عسل خونه ما اینقدر شیرین زبون شده که من واسه اون حرف زدنش دائم تو ضعفم

کم کم داره یاد میگیره جمله بگه البته خیلی دست و پا شکسته ولی منظورش کاملا قابل

درکه   

دایره لغاتش روز به روز رو به افزایشه و کلماتی رو که خیلی سخت باشه یه جوری با خنده

میگه که خودش هم میدونه نصفه نیمه گفته

مامان قو(مامان جون) بیا.... این جمله کوتاه رو روزی چندین بار تکرار میکنه

 به کتاب خیلی علاقه داره و با دقت گوش میده که من چی دارم براش میخونم

عکسهای کتاب رو خودش بهم نشون میده و توضیح هم میده

مثلا: نی نی حموم(بچه ای که تو وان حموم نشسته)

نی نی به به (بچه ای که در حال غذا خوردنه)

مامان  نی نی و لبهای خوشگلشو غنچه میکنه(مامان صورت بچه اشو میبوسه)

نی نی اَبید(بچه ای که خوابیده)

نی نی ایش(بچه ای که روی صندلی مخصوص دستشویی نشسته و...)

خلاصه اینطوری برای مامانش کتاب میخونه

اتفاقاتی که در گذشته  نه چندان دور افتاده رو به خوبی یادشه مثلا یادشه دبی که رفته بودیم

یه آقای هندی  اونجا بهش یه دلفین اسباب بازی هدیه داد

هر موقع دلفین رو میبینه میگه عمو و شروع میکنه با تمام اونچه که بلده منو متوجه کنه عمو

بهش داده

البته از ریخت و پاش و بهم ریختن خونه هیچی واسه مامانش کم نمیزاره و اکثر اوقات تمام

وسایل کابینت وسط هال ماست

فیلم هایی که اقتضای سنش هست رو با دقت نگاه میکنه و بعد در موردش توضیح هم میده

آهنگ شاد که بشنوه باور کنید اگه تازه خوابیده باشه هم کمرشو تکون میده

پیام بازرگانی هم خیلی دوست داره و اگه تکراری باشه شروعش میفهمونه که آخرشو

میدونه

بازی های فکری زیر دوسال رو هم باهاش زیاد کار میکنم و خداروشکر خسته نمیشه و

دوست داره

خیلی دلم میخواست زودتر از اینا بیام و آپ کنم ولی منم عین همه شما ها فکرم و روحم

خسته بود ... خسته از این همه نا عدالتی هایی که به چشم دیدیم

اصلا دلم نمیخواست و نمیخواد وبلاگ دختر قشنگم رو سیاسی کنم 

 من به عنوان یک مادر چطور به دخترکم آموزش بدم که حقتو باید بگیری ؟؟؟

در صورتی که تو جامعه جور دیگه ای حق رو به حق دار میدن....

                  

 



یکشنبه هفتم تیر 1388 |