دخترکم هر روز پیش چشمانم بزرگ میشوی و البته شیرین تر از روز قبل
گاهی باور نمیکنم همان دختر کوچولویی بودی که وقتی باهات حرف میزدم چشمانت را
به چشمانم گره میدادی و بدون هیچ حرکت و عکس العملی نگاهم میکردی...
وقتی باهات بازی میکنم و غرق در شادی میشی یقینا خوشبخت ترینم که فرشته ای چون
تو دارم و از خدا میخوام مشکلات دنیوی نزاره هیچوقت این روزها ی دوست داشتنی را
فراموش کنم
نازنین مامان فکر میکنم بخاطر شیطنتت دیرتر به این دنیای مجازی سر بزنم و خاطره ثبت کنم
دوستان خوبم باور کنید وبلاگ همه شما رو با عجله میخونم ولی گاهی فرصتی برای نظر
گذاشتن پیدا نمیکنم ... این رو حمل بر بی ادبی نزارید
۲۱ اردیبهشت ثنای گلم ۱۸ ماهه شد و تو همین روز واکسن ۱۸ ماهگی رو زد و چقدر
سخت و بد بود
تب بالا همراه درد زیاد ... پای کوچولوشو از درد نمیتونست تکون بده
خیلی سخت بود دختر شیطون من یه جا بشینه و ناله کنه
ولی به قول افشان عزیز خدا کنه همه تب بچه ها از واکسن باشه
راستی شما ها میدونید زرافه و میمون صداشون چیه؟
تو کتاب حموم ثنا عکس چند تا حیوونه گاهی اون کتاب رو میاره که من صدای اونا
رو براش بگم
سگ ... گاو ... قورباغه ... گوسفند... فیل ... اسب... جوجه ... کلاغ... صداهاشونو بلده ولی
زرافه و میمون رو نمیدونم چطوری براش بگم
به کتاب خوندن هم علاقه داره مخصوصا اگه شعر باشه وقتی براش میخونم با ریتم خوندنم
نانای هم میکنه
بعضی وقتها که نه تقریبا هر روز هال و پذیرایی جاشونو به آشپزخونه میدن یعنی تمام وسایل
کابینت از قبیل قابلمه ... بشقاب... همزن شربت ... لیوان... رنده ... کفگیر و ... وسط هال و
پذیرایین فقط خدا کنه کسی سرزده خونه ما نیاد
خودش بلده دیگه سی دی آقا قورقوری رو بزاره تو دی وی دی و نگاه کنه
حالا این وسط چند بار سی دی رو عقب جلو میکنه بماند
عید که واسش ماهی خریده بودیم تو یه کاسه سفید آب ماهی رو عوض میکردیم
حالا هر موقع اون کاسه رو میبینه یاد ماهی میکنه
ازش غافل بشم زیر شعله اجاق گاز رو خاموش یا زیاد میکنه
این وسط دکمه های مایکروویو هم بی نصیب نیستن مدام یا کلید یخ زدایی رو میزنه یا استارت
مثل مامانش هر وقت تو آشپزخونه میره رو وزنه هم وایمیسه تا ببینه چند کیلو شده
دیروز عصر هم همراه خونواده رفتیم باغ پرندگان و اونجا محبوبه جون و مانا جون
رو با خونواده هاشون دیدیم البته از قبل هماهنگ شده بود
ثنا پرنده ها رو خیلی دوست داشت و بهش اونجا خیلی خوش گذشت
این دومین قرار مامانهای اصفهانی بود
از چپ: آرشا جون ... خوشگل خانم خودم... سپهر جون... مارتیا جون... یاسمن جون

ثنا و سپهر



اینم عکسهای ثنا در باغ پرندگان


ثنا و سپهر جون

ثنا و پرتو جون



