سال نو همگی مبارک
از همه عزیزانی که با اس ام اس و تلفن سال نورو تبریک گفتن ممنونم
انشالله سال خوبی برای همه ما باشه
روزهای اول نوروز خوب پیش میرفت و به دید و بازدید گذشت
ثنا ی عزیز من هم عیدیهاشو جمع میکرد و به شیطنت ادامه میداد
خیلی مطالب تو ذهنم جمع کرده بودم که بعد از تعطیلات عید تو وبلاگ ثنا بنویسم ولی متاسفانه اینقدر
بی حوصله شدم یعنی مریضی ثنا اینقدر بی حوصله ام کرد که انگار از نوشتن خسته ام
دختر نازنینم روز سیزده نوروز که همه آماده میشدن برای تفریح و پیک نیک به خارج از شهر برن
اینقدر حالش بد شد که هرچی میخورد بالا میاورد و دیگه توانی برای راه رفتن و نشستن نداشت و بی حال
تو بغل من
بردیمش کلینیک تخصصی کودکان و اونجا بهش سرم تزریق کردن الهی بمیرم که چقدر گریه کرد و اشک من و
بابای مهربون ثنا هم در اومد
تا ساعت ۱۲ ظهر اونجا بودیم و بعدش اومدیم خونه دکتر گفته بود تا دوساعت بعد از سرم به ثنا شیر ندم و چقدر
من در مقابل خواسته ثنا که فقط شیر میخواست طاقت اوردم
بعد از اون ثنا تب کرد و فرداش هم ا س ه ا ل شد
یه ویرووس لعنتی که خونه کرده تو بدن دختر کوچولوی من
امروز نسبتا ثنا بهتره ولی هنوز کامل خوب نشده
خدایا هیچوقت هیچ بچه ای تو دنیا مریض نشه
------------------------------------------------
سفره هفت سین امسال با تقویم رومیزی ثنا




اینم تقویم دیواری با عکس ثنا

عکس دخترکم تو حیاط قدیمی خونه مادر بزرگم( خدا همشونو رحمت کنه)

بچگی من تو این خونه گذشت یادش بخیر قدیما.... دوست داشتم ثنا هم تو این خونه عکس داشته باشه

نازنین دخترم در حال رانندگی و البته نانای کردن


الهی هیچ مادری این روزها رو نبینه


