تبليغاتX
تو بلوري، نوري، گل نازي، گل ناز، مرغک خوش آواز، خنده کن کودک من، بنشين، مثل پروانه ي شاد ، بر گل دامن من، کودکم، از تو جانم به تن است، جايت آغوش من است. breath1386
سلام

 فکر میکنم امروز که ۱۵ ماهه شدم اونقدر بزرگ هستم   بتونم گاهی بیام و وبلاگمو آپ

کنم .... امیدوارم تجربه و شیرین کاریهای من عبرتی برای نی نی هاتون باشه

تا حالا پاک کن خوردین؟؟؟ بله پاک کن

من یه روزی یواشکی مامان پاک کن گذاشتم دهنمو هر کاری کردم نتونستم قورتش بدم

این شد که حالت تهوع بهم دست داد و مامان سراسیمه اومد طرفمو و اینقدر هول شده بود

که احساس کردم رنگشو باخته ولی خب درش آورد

تا حالا صابون خوردین؟؟؟ بله صابون

مامان داشت لباسهامو میاورد که ببرتم حموم تا غافل شد منم صابونو کردم دهنم خیلی بد مزه بود

بعدش مامان حسابی دهنمو شست ولی تا مدتی بوی صابون از دهنم میومد

تا حالا زرد چوبه رو به لباستون و کف آشپزخونه ریختین؟؟؟

رفتم یواشکی سراغ کابینت دیدم یه بسته ای نظرمو جلب میکنه تا اومدم بهش دست بزنم همش

ریخت رو لباسم و کف آشپزخونه زرد زرد شد مامان رو دیدم که به صورتش زد و گفت ثنا اونجا

چیکار میکنی

نمیدونم چرا متوجه نیستن که من کنجکاوم و دلم میخواد همه جا سرک بکشم

تازه اینقدر حواسم جمع هست که کی چی میگه و گاهی تکرار هم میکنم و همه دهنشون

باز میمونه که ای ثنا داشتی بازی میکردی حواست اینطرف هم بود ما چی میگیم

تو این عکس میخواستم برم ددر هرچی مامان گفت بزار عکس ازت بندازم درست بشین من گوش

نکردم و دلم میخواست پله برم بالا

تازه عاشق رانندگی هم هستم و منتظرم زود زود قدم بلند بشه که مجبور نشم واسه نگاه کردن

به آینه اینطوری کنم و ماشین بابا رو بردارم برم ددر

آب میوه و کلا هر چیزی که با لیوان صرف بشه رو دوست دارم

با این همه توصیف مامان بازم علاقه نشون میده من راه بیوفتم البته قدمهام بیشتر شده

و مامان رو امیدوار میکنم که شاید شاید تا عید راه بیوفتم و واسش زندگی نزارم

اینی(نی نی) های گلتونو ببوسید

 



دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 |