دخترک عزیزم حالا دیگه با کلمه های دست و پا شکسته و گاهی با اشاره با مامانش حرف میزنه
نمونه ای از این گفتگو:
ثنا به طرف درب خروجی منزل
مامان: ثنا کجا میخوای بری مامان؟
ثنا : دً دً ر
مامان : اونجا چی میخوای بخوری؟
ثنا : به به
مامان : حالا با کی میخوای بری؟
ثنا : له له (خاله) ... امی(امین دایی ثنا)...
مامان: مامان رو نمیبری؟
ثنا : ماما می می( یعنی تو فقط بهم شیر بده
با کس دیگه ددر میرم)
الهی مامان فدای اون زبونت بشه قربونت برم
نمونه دیگه:
ثنا اشاره به تلویزیون: گو گو
مامان: چی میخوای دخترم؟
مامان: آقا قورقوری رو میخوای؟
و ثنا با لبخند تایید میکنه مامان درست حدس زدی
گلی عزیزم لطف کرد و چند ماه پیش سی دی آقا قورقوری رو واسه ثنا فرستاد
و ثنا عاشق این سی دی
اینم عکسهای محو شدن ثنا به تلویزیون


(گلی عزیزم بازم ازت ممنونم لطف کردی خانمی روزهایی که خیلی کار دارم این سی دی رو واسه ثنا میزارم و
اون بین این همه سی دی های جورواجورش اینو خیلی دوست داره انشالله بتونم یه روزی جبران زحمتت کنم)
![]()
![]()
![]()
![]()
پ ن . دیروز عصر دایی ثنا به خدمت سربازی رفت (تبریز)
به خدای بزرگ میسپارمت عزیز دلم![]()


