تبليغاتX
تو بلوري، نوري، گل نازي، گل ناز، مرغک خوش آواز، خنده کن کودک من، بنشين، مثل پروانه ي شاد ، بر گل دامن من، کودکم، از تو جانم به تن است، جايت آغوش من است. breath1386
سلام

روزها به سرعت ميگذرند و گذشته ثنا به خاطره ها مي پيونده

شبهايي که نا ارومي ميکرد و نميخوابيد... لحظاتي که وقتي باهاش حرف ميزدم خيره نگاهم

ميکرد بدون هيچ عکس العملي ....

ولي حالا اونقدر بزرگ شده که با حرکاتش منظور خودش رو ميفهمونه

ـ اگر دير متوجه منظورش بشم بهش برميخوره و با گريه ناز داري ميکنه

عسل مامان چند روزيست غذا خوردن رو شروع کرده ... از فرني و شير برنج اصلا

خوشش نمياد و برعکس عاشق سرلاک و حريره است

 ـ موقع غذا خوردن با کارهاي شيرينش بيشتر جلب توجه ميکنه و اينقدر غذا رو تو دهنش

ميجوه عين ادم بزرگايي که دندون دارن

 ـ خوشش مياد هرچي ميبينه تو دستهاي کوچولوش بگيره و لمس ميکنه

 از بطري نوشابه و آب معدني گرفته تا قاشق و چنگال و ليوان و موبايل و....

 ـ  بازي قايم باشک رو  خيلي دوست داره  و وقتي منو ميبينه قهقه سر ميده

 ـ تو روروئکش فقط دنده عقب ميره

 ـ فعلا از دندون خبري نيست و همچنان آب دهنش ميره و لثه ها خارش دارن

 ـ از چهار دست و پا رفتن هم خبري نيست و فقط سينه خيز به زحمت چند سانتي جلو ميره و

بيشتر دور خودش ميچرخه

ـ عسلکم چند روزیه منو به اسم اوما صدا میکنه

ـ وقتی توپ میزارم جلو پاهاش و ایستاده نگهش میدارم با پاهای کوچولوش میزنه زیر توپ

ـ یه تلفن داره که با فشار دکمه صدای سگ میده وقتی اونو میخواد با دستش میزنه روش و

میگه ها ها (یعنی هاپ هاپ)

خدايا به خاطر همه داده هات شکر

 

 


 



سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 |