
دقیقا پارسال ۲۱ اسفند ماه نطفه ثنا کوچولوی من شکل گرفت و بار دیگر خدارو شکر میگم
انشالله پست مطلب بعدی میخوام خاطره خوش مطلع شدن از بارداریم رو بنویسم
دختر عزیزم ثنا دیگه کامل میتونه برگرده و دمر بخوابه و دوباره به حالت اول خودش رو
برگردونه
به حالت دمر که میخوابه چند سانتی هم به زحمت البته به جلو میره
صداهارو که دیگه کاملا میشناسه و به هر صدایی عکس العمل خاص خودش رو نشون میده
با صدای بلند میخنده و گاهی چنان قهقه ای سر میده که تمام خستگی مامانش رو رفع میکنه
هرچیزی رو هم که میبینه با دوتا دستای کوچولوش میگیره و فوری میبره تو دهنش تا بهتر
واکسنش رو هم صبح زدیم وکلی گریه کرد





