لحظاتی که دیگه بازگشت نداره
ثنای عزیزم خیلی تلاش داره برگرده و دمر بخوابه اما هنوز موفق نشده
دخترکم پاهاش رو بالا میاره و میخواد با دستش بگیره و فقط موفق میشه دم پای شلوارش رو بگیره
و صداهایی با لبهای کوچولوش در میاره بو بو بو بو بو
عاشقانه تر از قبل دوستش دارم
و باز خدا رو به پاس این نعمت بزرگش شکر میگم








